تبلیغات
عشق,جنون,خامنه ای,لس آنجلس,شهرآورد,پرسپولیس,استقلال,خلا,ویتمن,افسردگی,یا وجیه عندالله,,تنوع,سحر خیزی,ساتلاید,ویکتوری,کائنات,اندیشه,رونالدینهو,علی کریمی,عاشقانه,رومانتیک,کاریکاتور,تحصن,سهند تبریز,صنعتی شاهرود,آزادی,تحرکات,شلوار,ضربتی,قرار ملاقات,مدل,استخاره,تئوری بازیها,گنجی,دکتر عباسی,انرژی هسته ای,پارتی,منافع ملی,جمههوری اسلامی ایران,جنت,امنیت شغلی,شریعت مدار,رقص,اتوکد,نرم افزار,هک,بی عدالتی,سبزه وار,یوزرنیم,پسورد,ماهواره,خود مداری,خود کامگی,اصالت عقل,پوچ گرایی,حکومت استبدادی,اگوسانتریسم,اوانتوریسم,اینتروپی,دسپوتیسم,الیگارشی,آپورچونیسم,آبسولوتیسم,رختخواب,گریه,اشک,سکوت,خلوت,دوست دختر,دوست پسر,کریسمس,چت,تله موش,کامپوتر,اینترنت,ملال آور,ریجستری,فیلد,کاراکتر,رباتیک,معماری,مکانیک,استراتژی,مکانیزم,پاچه خواری,دوگماتیسم,عباس نبوی,فیلتر شکن,قبض موبایل,تخم سگ,گوز,فوتبال زنان,ضد حال,خوشگل,تریبون ازاد,پولینا,بروبچز,مهدوی کیا,خوشهیکل,رفراندوم,عشق و جنون
تو پست قبلی , وسطای مطلب , یه سری باید ها و نباید هایی تو ذهنم می چرخید... | زندگی زیباست. ,

تو پست قبلی , وسطای مطلب , یه سری باید ها و نباید هایی تو ذهنم می چرخید...

اونا مال همون روزای اول عید بود و تمام شد و منم دیگه نمی خواستم در باره ی روابط دختر و پسرا و این جور مطالب بحثی کنم ,

اما فقط این بار رو به خاطر ف-ه عزیز که یه سری مطلب فرستاده بود و خواسته بودش که تو سایت بزنم تا روشنی بخش راه این روابط باشه ,چشم, ولی این بار آخره چون :

من دلم می خواد اون چیزی رو بنویسم که خودم دوست دارم , البته امیدوارم همه هم اون چیزی رو که من دوست دارم ,دوست داشته باشند ,که این غیر ممکن ...

من به نظرای شما اهمیت می دم, ولی نظر ندادناتونم واسم اهمیتی نداره...

راستی بعضی ها اعتقاد دارن این حرفا رو کتابا هم زیاد نوشته و یا تو اینترنت

ریخته ولی باید بگم اگر خیلی جاها نوشته و گفتن و می گن واس خاطر اینکه ما

بهش احتیاج داریم واینا یه نیاز واسه ما, مثل نیاز به غذا خوردن و امثال اینا کتابایی

مثل نمی دونم *دختران ونوسی و پسران ...* رو لااقل یک بارم که شده بخونید تا

چشم و گوشتون برای ادامه ی زندگی ,برای لذت بردن از اون,برای استفاده از حق

طبیعی خودتون و صدها باید و نباید دیگه باز بشه.  

با یک سری اضافاتی از خودم = باید ها و نباید ها در اولین قرار ملاقات این مطالب هیچ گاه تو کتابا پیدا نممی شه و سفارشی سفارشی)

سعی نکنید که خود را طوری دیگر جلوه دهید. ماه هیچوقت پشت ابر نمی مونه، پس بهتر است خودتان همه حقایق را همان اول به او گویید.

اگر می خواهید باز اون ملاقات  کنید، بگویید که وقت خوبی را با او گذرانده اید و اینکه چقدر زمان زود می گذرد...

سعی کنید که تا می توانید تفریح کنید و خوش باشید. زندگی را نمی توان پیش بینی کرد.

این فقط یک قرار ملاقات ساده است. تنها کاری که باید انجام بدین این که با یک آشنای

تازه کمی گردش کنید. پس سعی کنید که خوش بگذرونید...

مطمئن شوید که مرتب و تمیز هستید و از ادکلن های خوش بو استفاده کنید اما بهتر است

آرایش و مانیكور را کنار بگذارید تا جاذبه شما در نظر خانم ها افزایش یابد...

بسیاری ازپسرها فراموش می کنند که از ظاهر دختری که با اون قرار دارند تعریف و

تمجید کنند. احتمالاً چیزی در لباس پوشیدنش، مدل موهاش  یا بوی عطرش هست که

شما خوشتون بیاید. مطمئن باشید که اون وقت زیادی صرف آماده کردن خودش برای

اون شب یا... کرده است،  اینکه شما این تلاشش بفهمید بسیار مهم ...

عصبی هستید و سعی می کنید که مطمئن بشید که آیا از شما خوشش امده یا نه. به همین

دلیل پیوسته مشغول صحبت کردن در مورد خودتون و کارهایی که کرده اید می شید، تا

جایی که فراموش می کنید که کمی هم در مورد اون و علائقش بپرسید..پس از اون هم

بخواهید در مورد خودش صحبت کنه. اما دقت کنید که اینجا هم افراط نکرده و اون رو

به یک مصاحبه تبدیل نکنید...

و یه سری دیگه مطالب دیگه که هم من خسته ام و حال تایپشو ندارم و هم از از

حوصله ی این پست خارج.با عرض پوزش.

                                 

                                   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط arash در سه شنبه 29 فروردین 1385 و ساعت 03:04 ق.ظ
| عمومی ,

ایام عید فرا رسیده و همه در تکاپوی این روزا به سر می برن.. و.. ما هم خب هم رنگ جماعت شدیم و واسه ادامه ی حیاتمون دست و پا می زنیم.. اما با یه فرق کوچولو , ما همچنان اندر خم تور کردن یه خوشگله ای می سوزیم..آره عزیزم ما هم آدمیم دیگه..تو این خیابونای شلوغ که یکی داد می زنه " تخمه بدو تخمه ... ماهی و سبزه ...بدو ننه " منم داد می زنم : من عاشقت شدم ..الحق که بدن قشنگی داری..

تو داشتی از پی خرید شب عید ت رو سنگفرشای پیاده رو قدم رو می رفتی و من با اولین نگاهی که ازت ربودم یاد فیلم "مالنا"می افتادم : 1,2... بالا پایین آخ ببخشید چپ راست.. به راستی که تو مالنای اون شب بودی. یواش تر برو دارم گمت می کنم .وای چه قدر شلوغ خیابونا هر کی رد می شه یه نوازشت می کنه , باشه مگه من بخیلم بزار اونا هم این شب عیدی بهره ای هر چند کم و بی اثر برده باشن. رفتی تو یه مغازه لباس فروشی و من چند دیقه ای تنها گزاشتی اما من که طاقت دوریت رو ندارم , به بهانه ی خرید یه تاپ واس خواهرم امدم تو و کنارت ایستادم من محو تماشای تو بودم و بی اختیار زمزمه می کردم : یه دنیا یه دنیا عاشقم من بدون به عشقت قانعم من ... "سروش". اون جا بود که می خواستم طبق داشته های قبلیم به چنگت بیارم ولی دقیقا همون جا بود که فهمیدم این اطلاعات فقط به درد کتابا می خوره و نه واقعیتی که الان تو یه قدمیم.

آره دوست داشتم دستم رو بش برسونم و نوازشش کنم ..آره دوست داشتم خم بشم و به بهانه ی بستن بند کفشم از زاویه ای دیگه تجربش کنم ..آره دوست داشتم تو اون حال یه دفعه برقا می رفت مغازه ی هم نه چراغ داشت نه فانوس نه کبریت همچی تاریک تاریک (آدم تو این شرایط یاد نماز شب می یفته)...آره دوست داشتم اون لباسی که خرید رومن به تنش پروف کنم یا لااقل اتاق پروفش یه سوراخی داشت یا نمی دونم تمام شیشه ای بود یا آره کاش درش اصلا خراب بود بسته نمی شد همین جور نیمه باز بود...

می دونستم این فکرا چاره ساز نیست .

می دونستم الان که می یاد بیرون باید یک سری باید ها و نباید هایی رو برای رسیدن بهش انجام بدم. می دونستم اشخاصی که صبر می کنند تا اوضاع و شرایط عالی از راه برسه , هرگز کاری رو به انجام نمی رسونن , زمان مطلوب برای عمل همین حالاست. می دونستم نباید مثل اون مردمی باشم که قبل از اینکه بیازمایم , دست از کار بکشم , راح حل وجود داره... می دونستم که امور خود به خود بهتر نمیشه باید مراقب فرصتها می بودم و همین که فرصتی رخ می داد باید اون می قاپیدم ... کلم پر از این می دونستم ها و دوست داشتنها بود بد جوری افکارم به هم گره خورده بودن از یه طرف عشق به تو اونم نه از اون خیابونیاش بلکه از اون شب عیدیا و از طرف دیگه غم این مردم دل خسته ی آواره ی کم پول گرفتار با این معضل تازشون انرژی هسته ای ... توی اون لحظه باید به یکیش فکر می کردم "گور پدر انرژی هسته ای"

 

یکی از دوستا ی عزیز که تو خط فیلم اونم در سطوح بالا ( از نقد فیلم گرفته تا خرید و فروش اونا و...) یک سری فیلم برای فروش یا کرایه در اختیار ما گزاشته که لیستشو براتون می نویسم خواستین بگید تا با قیمت پایین (,300,200...400,500) براتون بفرستیم. البته این بگم که فیلمای جدید تری هم در راه که به زودی در ادامه ی همینا آپ می کنیم.

برای دیدن لیست فیلمها و آشنایی با اونها  اینجا  رو کلیک کنید

 


نوشته شده توسط arash در شنبه 5 فروردین 1385 و ساعت 07:03 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ خلا+ تولا ... ... ...+ + تمنای دیدن و دیده شدن+ یه تیکه از شازده کوچولو + + یوزر پس فری+ + الله اکبر+ شهرآورد قرمزوآبی+ قانون خدا+ نهیبی به ساتلاید+ + رقابت هافبک تیم ملی ایران با زیدان و رونالدینهو+ دعا براى امام زمان (علیه السلام)

صفحات:
 
http://users.pandora.be/iranianmidi/tobaman.midi