تو پست قبلی , وسطای مطلب , یه سری باید ها و نباید هایی تو ذهنم می چرخید...
اونا مال همون روزای اول عید بود و تمام شد و منم دیگه نمی خواستم در باره ی روابط دختر و پسرا و این جور مطالب بحثی کنم ,
اما فقط این بار رو به خاطر ف-ه عزیز که یه سری مطلب فرستاده بود و خواسته بودش که تو سایت بزنم تا روشنی بخش راه این روابط باشه ,چشم, ولی این بار آخره چون :
من دلم می خواد اون چیزی رو بنویسم که خودم دوست دارم , البته امیدوارم همه هم اون چیزی رو که من دوست دارم ,دوست داشته باشند ,که این غیر ممکن ...
من به نظرای شما اهمیت می دم, ولی نظر ندادناتونم واسم اهمیتی نداره...
راستی بعضی ها اعتقاد دارن این حرفا رو کتابا هم زیاد نوشته و یا تو اینترنت
ریخته ولی باید بگم اگر خیلی جاها نوشته و گفتن و می گن واس خاطر اینکه ما
بهش احتیاج داریم واینا یه نیاز واسه ما, مثل نیاز به غذا خوردن و امثال اینا کتابایی
مثل نمی دونم *دختران ونوسی و پسران ...* رو لااقل یک بارم که شده بخونید تا
چشم و گوشتون برای ادامه ی زندگی ,برای لذت بردن از اون,برای استفاده از حق
طبیعی خودتون و صدها باید و نباید دیگه باز بشه.
با یک سری اضافاتی از خودم = باید ها و نباید ها در اولین قرار ملاقات این مطالب هیچ گاه تو کتابا پیدا نممی شه و سفارشی سفارشی)
سعی نکنید که خود را طوری دیگر جلوه دهید. ماه هیچوقت پشت ابر نمی مونه، پس بهتر است خودتان همه حقایق را همان اول به او گویید.
اگر می خواهید باز اون ملاقات کنید، بگویید که وقت خوبی را با او گذرانده اید و اینکه چقدر زمان زود می گذرد...
سعی کنید که تا می توانید تفریح کنید و خوش باشید. زندگی را نمی توان پیش بینی کرد.
این فقط یک قرار ملاقات ساده است. تنها کاری که باید انجام بدین این که با یک آشنای
تازه کمی گردش کنید. پس سعی کنید که خوش بگذرونید...
مطمئن شوید که مرتب و تمیز هستید و از ادکلن های خوش بو استفاده کنید اما بهتر است
آرایش و مانیكور را کنار بگذارید تا جاذبه شما در نظر خانم ها افزایش یابد...
بسیاری ازپسرها فراموش می کنند که از ظاهر دختری که با اون قرار دارند تعریف و
تمجید کنند. احتمالاً چیزی در لباس پوشیدنش، مدل موهاش یا بوی عطرش هست که
شما خوشتون بیاید. مطمئن باشید که اون وقت زیادی صرف آماده کردن خودش برای
اون شب یا... کرده است، اینکه شما این تلاشش بفهمید بسیار مهم ...
عصبی هستید و سعی می کنید که مطمئن بشید که آیا از شما خوشش امده یا نه. به همین
دلیل پیوسته مشغول صحبت کردن در مورد خودتون و کارهایی که کرده اید می شید، تا
جایی که فراموش می کنید که کمی هم در مورد اون و علائقش بپرسید..پس از اون هم
بخواهید در مورد خودش صحبت کنه. اما دقت کنید که اینجا هم افراط نکرده و اون رو
به یک مصاحبه تبدیل نکنید...
و یه سری دیگه مطالب دیگه که هم من خسته ام و حال تایپشو ندارم و هم از از
حوصله ی این پست خارج.با عرض پوزش.


تبلیغات 






می شود به افق دور دست خیره ماند و سالها فقط نگریست .می شود خندید و گذاشت و گذشت.می سود دق داد و دق کرد و مرد.می شود دل سپرد و دل داد و شکفت.می توان ستیزه کرد و جنگید و نفهمید که جرا؟
از اون ور دنیا باز نظر رسیده چه عاشقونه لینکشو برام گذاشته گوشش نوشته تا ابد گرفتار به خاطر نوشته هام تا صبح می مونه بیدار.
<:P:>
<:P:>با گونه های خیسم برا اون می نویسم به اون وفادار به اون عزیزم هدیه ی من به اون فقط نوشته هام روزی که نظراش نیاد مرگ وبلاگ ...
<:P:>
<:P:>